اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین وقایعی «بین فرهنگی» که هرسال یکبار در جهان اتفاق میافتد ـ مثل 79 سال گذشته، به سرانجام رسید. نه، فکر نکنید سمیناری، کنفرانسی، چیزی بوده که شما ازش بیخبرید، نه خیر. بابا همین «مراسم اسکار»، همین شهرک کوچولو که همین گوشهها بازی میکنه (با فرهنگهای مردم جهان)، همین کمپانیهای دوستداشتنی ریزهمیزه که هرروز که هرجای تهران که پا بگذاریم، میتوانیم خیلی ساده و عاشقانه! از کنارشون (همان فیلمهاشون) عبور کنیم: فاکس قرن بیستم، برادران وارنر، سونی پیکچرز و دوستان… (مثل یوگی و دوستان!)
هالیوود یعنی «زبان بینالمللی تصویر و صدا» ، «زبان بینالمللی انگلیسی» و «مردم بینالمللی آمریکا» اما با یک «مدیریت قدرتمند فرهنگی».
نمیدانم نگاهی به اسکار امسال (یا این چند سال) انداختید یا نه؛ دیدید چند درصد جوایز را به افراد و فیلمهای خارجی دادند؟ چقدر به سینمای مستقل آمریکا جایزه دادند؟ نمیخواهم نام ببرم، اما شاید حدود نصف جوایز! این تغییر سیاست هالیوود را چگونه تفسیر میکنید؟ اصلاً درباره یکی از مؤثرترین ابزارهای ارتباطی و ضدفرهنگ*سازی دنیا و سیاستگذاریهایش یک فکر درست و حسابی (عمیق) داشتید؟ بیش از 80 درصد فیلمها، سریالها، شوهای تلویزیونی که مردم در سینما، تلویزیون، DVD، ماهواره، اینترنت و … میبینند، کار آنهاست؛ آهنگها و نماهنگها همینطور؛ بازیهای الکترونیکی را چه میگویید؟ سناریوی این بازیها از کجا در میآید؟ اسباب بازیهای کودکان از چه الگویی پیروی میکنند؟
آمریکا چه کرده با ما؟ رمانها، فضای اینترنت، جهانیسازی، آمریکاییسازی، علم، تکنولوژی، تمدن، CNN، نیویورک تایمز، **Statue of Liberty در ساحل نیویورک، لوسآنجلس (شهر فرشتهها!)، سوگند رئیسجمهور جدید مقابل Obelisk کنار کاخ سیاه، هالیوود.
از این عبارات چه تصویری در ذهن شما ایجاد شد؟ یک بار دیگر بخوانید…
کودتا در شیلی، فجایع اندونزی، کشتار هیروشیما و ناکازاکی، ویتنام، کامبوج، نسلکشی سرخپوستها، آوارگی فلسطینیان، (مرحوم)یوگوسلاوی، بومیان استرالیا و نیوزیلند، آمریکای جنوبی، بردههای آفریقایی، 150 میلیون کشته در سه جنگ جهانی، افغانستان، عراق، تروریسم سازمان یافته، گوانتانامو، ابوغریب، هالیوود.
لطفاً فقط یک بار دیگر بخوانید… کلیدواژهای جالبیاند نه؟ اما فقط برای شنیدن، مثل یک برف زیبا و دلنشین (شاید در شب یلدا یا شب کریسمس) از پشت پنجره، کنار شومینه، یک فنجان نسکافه در دست، خیلی میچسبه!
فقط یک بار دیگر…
نژاد آنگولاساکسون چه بلایی سر جهان آورده؟ «مدرنیسم» و «توسعه همهجانبه»! چه لغات دهانپرکنی! «طاغوت» یعنی چه؟ «شیطان» همان میکربهای زیر ناخن است؟ «ابلیس» همان «لوسیفر» هالیووده دیگر؟ «الیاس» خودمون چیشه؟
به ما گفتن «هالیوود» موسی (علیه السلام) سحر ساحران را بلعیده بود؛ «خاتم» سلیمان (علیه السلام) دست شیطان چه میکند؟
«نفس خودبنیاد» یا «عقل رحمانی»؟
Humanism: «انسان محوری» یا «انسان خدایی»؟ «انسان محوری» یا «حیوان خدایی»؟ «انسان محوری» یا «حیوان ربوبی»؟
یک مقدار داغ شدم و از بحث خارج، خودتان تو ذهنتان ادامه دهید…
فقط یک نکته تأسفآور: همه چیز مسخره نیست.
* طبق یک تعریف ساده و زیبای ایرانی از فرهنگ: فرهنگ=فر+هنگ یا آهنگ فر (قصد شکوه و بزرگی)، پس هر چه مخالف «فر» است، ضدفرهنگ است.
** Liberty را «آزادی» معنی کردن غلط است، شاید بتوان از آن به «اباحهگری» (همه چیز مباح بودن) تعبیر کرد.
پینوشت: میخواهم موضوع مقاله درسیام را درباره راه موفقیت واقعی سینمای بین فرهنگی (البته درباره ایران) بنویسم، اسماش را هم میخواهم بگذارم «سینمای فطری». دوستان، هر نظری بدهند، ممنون میشوم. نسخه ابتدایی را میتوانید از اینجا دریافت کنید.